تبلیغات
سوخته دل - احمدعلی نیّری ( عارف،زاهد،سالک و شهید )
به امید ظهورش ،که صد البته نزدیک است...
 
چند صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج)هدیه می کنید؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
نظرات



یک بار به همراه احمد آقا و بچّه‎های مسجد امین الدوله به زیارت قم و جمکران رفتیم.
در مسجد جمکران پس از اقامه‎ی نماز به سمت اتوبوس برگشتیم.
راننده گفت: اگر می‎خواهید سوهان بخرید یا جایی بروید و…، یک ساعت وقت دارید.
ما هم راه افتادیم به سمت مغازه‎ها، که یک دفعه دیدم احمد آقا از سمت پشت مسجد به سمت بیابان شروع به حرکت کرد!
یکی از رفقایم را صدا کردم.
گفتم: به نظرت احمد آقا کجا می‎ره؟! دنبالش راه افتادیم.
آهسته شروع به تعقیب او کردیم!
احمد جایی رفت که اطراف او خیلی تاریک شده بود.
ما هم به دنبالش بودیم. هیچ سر و صدایی از سمت ما نمی‎آمد.
یک دفعه احمد آقا برگشت و گفت:
چرا دنبال من می‎آیید!؟
جا خوردیم. گفتم: شما پشت سرت رو می‎بینی؟
چطور متوجّه ما شدی؟
احمد آقا گفت: کار خوبی نکردید. برگردید.
گفتم: نمی‎شه، ما با شما رفیقیم.
هر جا بری ما هم می‎یایم.
در ثانی این‎جا تاریک و خطرناکه، یک وقت کسی، حیوانی، چیزی به شما حمله می‎کنه…
گفت: خواهش می‎کنم برگردید.
دوباره اصرار کرد و ما هم جواب قبلی…
سرش را انداخت پایین و گفت: طاقتش رو دارید؟ میتونید با من بیایید!؟
ما هم که از همه‎ی احوالات احمد آقا بی‎خبر بودیم گفتیم: طاقت چی رو، مگه کجا می‎خوای بری؟!
نفسی کشید و  گفت:دارم می‎رم دست بوسی مولا.
باور کنید تا این حرف را زد زانوهای ما شُل شد. ترسیده بودیم. من بدنم لرزید.
احمد این را گفت و برگشت و به راهش ادامه داد. همین‎طور که از ما دور می‎شد گفت: اگه دوست دارید بیاید بسم الله.
نمی‎دانید چه حالی بود، آن لحظه وحشت وجود ما را گرفته بود مجبور شدیم با ترس و لرز برگردیم.
ساعتی بعد دیدیم احمد آقا از دور به سمت اتوبوس می‎آید. چهره‎اش برافروخته بود. با کسی حرف نزد و سر جایش نشست.




---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: کتاب «عارفانه» – شهید احمدعلی نیّری، انتشارات شهید ابراهیم هادی، چاپ ۱۳۹۲؛ ص ۹۱ تا ۹۳٫

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
چون حسن عاقبت نه به رندی وزاهدیست،آن به كه كارخود به عنایت رها كنیم.


یک منتظر