تبلیغات
سوخته دل - پیشگویی های شاه نعمت الله ولی
به امید ظهورش ،که صد البته نزدیک است...
 
چند صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج)هدیه می کنید؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392
نظرات
سید نور الدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد معروف به شاه نعمت الله ولی موسس فرقه نعمت اللهیه از سادات حسینی بوده نسبش با نوزده واسطه به پیامبر عظیم الشان (ص)می رسید.و از جانب مادر به كردهای شبانكاره منسوب بود .پدرش میر عبدالله از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار میرفت .سید نعمت الله ولی در دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال 731 هجری قمری در شهر حلب متولد شد.

حالا شیخ نعمت الله کی بوده ،یا چه فرقه ای داشته یا پیرو  مکتب شیخ محی الدین ابن عربی بوده یا نبوده(که این خودش خوبه یا بد)،صوفی بوده یا درویش بوده یا عارف بوده سالک و زاهد بوده یا ... فرقی نمی کنه .ایشون یه مجموعه شعری گفتن که یک سری پیشگویی هایی (حدود 600 ،700 سال قبل تر)از وضعیت ایران و کشورهای اطراف توش هست،که تمامش تا الان اتفاق افتاده و صحت این اشعار بر همه معلوم شده.
اما اون چیزی که الان مد نظر بنده است،پیشگویی در مورد ظهور هست که در زیر قسمتی از شعر رو آوردم.


قدرت کردگار می بینم ***** حالت روزگار می بینم 
 از نجوم این سخن نمی گویم ***** بلکه از کردگار می بینم
 ازسلاطین گردش دوران ***** یک به یک را سوار می بینم  
هر یکی را به مثل ذره نور ***** پرتوی آشکار می بینم
 بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم 
 که محمد بنام او باشد ***** تیغ او آب دار می بینم 
 چهارده سال پادشاهی او***** دولتش کامکار می بینم 
 سال کز مرغ می شود پیدا ***** فوت او آشکار می بینم
 بعداز آن دیگری فنا گرردد ***** شاه دیگر بکار می بینم
 ناصرالدین به نصرت دوران ***** چارده هشت سال می بینم
 روز جمعه زشهر ذیقعده ***** تن او در مزارمی بینم 
 شاه دیگر بکار می آید ***** شاهیش ناگوارمی بینم  
چهارشنبه زشهر ذیقعده ***** مرگ او آشکار می بینم 
بعدازآن دیگری فنا گرردد ***** پسرش یادگار می بینم 
 غین وده دال چون گذشت ازسال***** بوالعجب روزگارمی بینم
 گرد آیینه است سیر جهان ***** گرد ورنگ وغبار می بینم
  شه چو بیرون رود زجایگاهش ***** شاه دیگر بکار می بینم 
(خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان)  
احتساب وحساب درعهدش ***** سست وبی اختیار می بینم
 ظلم پنهان خیانت وتزویر ***** براعاظم شعار می بینم
 دولتش بی حساب میدانم ***** مکنتش بی حساب می بینم
 درحقیقت شهی بود ظالم ***** عاری از گیرودار می بینم 
 علمای زمان او دائم ***** همه را تارومار می بینم
  دایم اسبش بزیر زین طلا ***** کمتران را سوار می بینمم 
 جنگ سختی شود تمام جهان ***** کوه وصحرا تبار می بینم
 (جنگ جهانی دوم)
  کاروبار زمانه وارانه ***** قحط و هم ننگ وعارمی بینم 
 (قحطی وحضورنیروهای اشغالگردرایران)
  عدل وانصاف در زمانه وی ***** همچو هیمه بنار می بینم 
 کهنه رندی به کار اهریمنی ***** اندرین روزگار می بینم
(اشاره به استعمار انگلستان)  
معتصف برصفات سلطان است ***** لیک من گرگ وار می بینم 
جون دو ده سال پادشاهی کرد ***** شهیش را تبار می بینم
 ( تبعید رضا شاه ازایران)
 پسرش چون به تخت بنشیند ***** بوالعجب روزگار می بینم 
 ( آغاز سلطنت محمد رضا)
 غارت وقتل مردم ایران ***** دست خارج بکار می بینم
 نوجوانی مثال سروبلند ***** رستمش بنده وارمی بینم
 درامورشهی است بی تدبیر***** لیکنش بخت یار می بینم
  بس فرو مایگان بی حاصل ***** حامل کاروبار می بینم 
 شور وغوغای دین شود پیدا ***** سر بسر کارزار می بینم
(انقلاب اسلامی) 
 دولت مردو زن رود به فنا ***** حال مردم فکار می بینم 
 بعداز آن شاهی از میان برود ***** دولتی پایدار می بینم
 نایب مهدی آشکار شود ***** نوع عالی تبار می بینم
( امام خمینی وتشکیل جمهوری اسلامی) 
پادشاهی تمام دارنده ***** سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او ***** سر بسر تاجدار می بینم
(اشاره به رئیس جمهور در ایران) 
تا چهل سال ای برادر جان ***** دور آن شهریار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد ***** لشگری راسوار می بینم 
 قائم شرع آل پیغمبر ***** بجهان آشکار می بینم
(ظهور قائم آل محمد ص)
 (م ح م د) می خوانند ***** نام آن نامدار می بینم
در کمربند آن سپهر وقار ***** تیغ چون ذوالفقار می بینم
سمت مشرق زمین طلوع کند ***** گور دجال زار می بینم
رنگ یک چشم او بچشم کبود ***** خری بر خر سوار می بینم
هر قدم ازخرش بود میلی ***** دورگردون غبارمی بینم
(منظورامواج رادیویی وماهواره ها است) 
آل سفیان همه طلوع کنند ***** همه کس را فکار می بینم 
هم مسیح از سما فرود آید ***** پس کوفه غبار میبینم 
آل سفیان تمام کشته شوند ***** با هزاران سوار می بینم
از دم تیغ عیسی مریم ***** قتل دجال زار میبینم
مسکنش شهرکوفه خواهد بود ***** دولتش پایدار می بینم 
زینت شرع دین از اسلام ***** محکم واستوار می بینم
کار داران نقد اسکندر ***** همه در راه کار می بینم 
نه درودی بخود همی گویم ***** بلکه از سر یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی ***** همه را در کنار می بینم 


-------------------------
بعضی از نقطه نظرات
*مسئله ظهور بسیار پیچیده تر از این حرفهاست که با یک شعر بتوان آن را پیشگویی کرد.
*خیلی از این اشعار پیشگویی نیست،بلکه پس گویی است که توسط  پیروان دروغین در اشعار داخل شده است.
* ظهور بسیار نزدیک است،برای فرج دعا کنیم.
*باید برای آمدنش زمینه سازی شود،تا آدم نشویم ،نمی آید.
* این شاه نعمت الله ولی همان شخصی است که شعری برای حافظ سرود که مضمونش این بود که به جمع ما بپیوند که حافظ در جوابش،غزل
 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند   آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند 
    دردم نهفته به ز طبیبان مدعی    باشد که از خزانه ی غیبش دوا کند
..
را سرود

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
چون حسن عاقبت نه به رندی وزاهدیست،آن به كه كارخود به عنایت رها كنیم.


یک منتظر