تبلیغات
سوخته دل - تشرف یوسف بن احمد جعفری
به امید ظهورش ،که صد البته نزدیک است...
 
چند صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج)هدیه می کنید؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 

تشرف یوسف بن احمد جعفری


یوسف بن احمد جعفری می گوید: در سال 306 به حج بیت اللّه الحرام مشرف شدم وسه سال در مکه ماندم.

بعد از آن به طرف شام براه افتادم.

اتفاقا یک روز در بین راه، نماز صبحم قضا شد، در عین حال ازمحمل بیرون آمدم تا آماده نماز شوم.

ناگهان دیدم، چهار نفر بر یک محمل سوارند!تعجب کرده، به ایشان نگاه می کردم.

یک نفر از آنها به من گفت: از چه چیز تعجب می کنی؟ دیدی نمازت قضا شد؟ گفتم: از کجا فهمیدی؟ گفت: می خواهی صاحب زمان خود را ببینی؟ گفتم: آری.

او به یکی از چهار نفر که روی محمل سوار بودند، اشاره کرد.

گفتم: برای یقین به این مساله، دلائل وعلامتهایی لازم است.

گفت: دلیل درستی این را می خواهی چه باشد؟ می خواهی این محمل وهر که در آن است به سوی آسمان بالا رود؟ یا آن که محمل به تنهایی بالا رود؟ گفتم: هر یک از این دو امر واقع شود، قبول است.

ناگهان دیدم، محمل با آن چهار نفر به طرف آسمان بالا رفت.

ضمنا آن مردی که به اواشاره شد، مردی بود گندمگون که رنگ مبارکش از زردی به طلایی می نمود ودرمیان دو چشم او اثر سجده بود

 
 
چون حسن عاقبت نه به رندی وزاهدیست،آن به كه كارخود به عنایت رها كنیم.


یک منتظر