تبلیغات
سوخته دل
به امید ظهورش ،که صد البته نزدیک است...
 
چند صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان(عج)هدیه می کنید؟




تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1396
نظرات
دنیای بدی شده است
میخواهند شما را به زور بیاورند
نمی دانند که شما هستی و آنها در نیستی و حجابند
دعا می کنند و تو را می خوانند
غافل از اینکه ثانیه ثانیه ی عمرشان،تک تک حرکات و اعمالشان،مصداق کامل بی ادبی نسبت به مقام مطهر شماست
دنیای بدی شده است
محبت دنیا،آخرت را به کلی از یادشان برده
اینجا کسی برای تزکیه ی نفس،اراده ای ندارد
صبح را بی یاد تو به شب می رسانند و شب را بی یاد خدا به صبح
چقدر گفتن این جمله برایم سخت است
اینجا کسی برای آمدنت ، دل بی تاب ندارد آقا


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1396
نظرات
از ازل تا به ابد تو امام بوده ای و هستی و خواهی بود
چه گمان غلطی است که می گویند شروع امامت
12 امام از ازل ، امام بوده اند
فقط با شهادت هر امام ، امام دیگر  ، سکان هدایت را در دست میگیرد
ما برای آمدنت ، اشک هایمان،تمام دارائیمان را در کاسه ی صبر و تنگدستی ، جمع کرده ایم
بیا که غم از حد فزون گشته ای امیر عالمین
مولا،بندگیمان را قبول کن و از خطاهایمان بگذر
سخت دلتنگیم
اما نمی دانیم این دلتنگی برای نبودنت توست و جای دیگر برای رفع این دلتنگی قدم بر میداریم

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1396
نظرات
کجایی
خبری از تو برایم نیامده است آقا
نه خوابی ، نه پیغامی ، نه عطری ، نه نسیمی ، نه حضوری
چند هفته ای هست خانه ات نیامده ام ، ببخش
یادت میکنم آقا با همه ندانسته هایم،جهلم،غفلتم

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1396
نظرات


خواندن مسبحات تا 40 روز
مرحوم شیخ حسن علی اصفهانی فرمودند:
من با قدرت زیادی برای توفیق تشرّف به پیشگاه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تلاش كردم و در این راه ذكر و دعا و توسّلی كه بلد بودم، فرو نگذاشتم
روزی مشغول تلاوت قرآن بودم، صدایی شنیدم كه به من می‌گفت: « تا چهل روز هر روز مسبّحات را بخوان، بعد از چهل روز من می‌آیم و تو را به محضر شریف حضرت بقیة الله ارواحنا فداه می‌برم!!!»
(مسبحات شامل سوره های:"1-حدید،2-حشر،3-صف،4-جمعه،5-تغابن،6-اعلی"میباشد)
شیخ حسن علی اصفهانی می‌گوید:
تا چهل روز هر روز مسبّحات را خواندم و شب‌های جمعه سوره‌ی اسراء را خواندم، روز چهلم آن شخص آمد و گفت: بیا!
مقداری راه رفتم.
به دره‌ای رسیدم
در سرازیری دره به من گفت:
 من راهنما بودم! من می‌روم!
 هنگامی كه تو به آخر دره برسی وجود مقدس حضرت كعبه مقصود را بر فراز تپه خواهی دید.
چیزی نگذشت كه وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه را در هاله‌ای از نور بر فراز تپه دیدم
 فرمودند:
 اگر بخواهی یك بار دیگر مرا ببینی وعده من و شما در حرم مطهّر جدّ‌ بزرگوارم علی بن موسی الرضا(ع)، این را فرمودند و از چشمم غایب شدند.
 مدت‌ها گریستم و مهیّای سفر شدم
 در مدت چهل روز خودم را به مشهد مقدس رسانیدم.
 غسل كردم و وارد حرم شدم! كعبه‌ی مقصودم را باز در بالای سر امام رضا(ع) دیدار كردم.
حضرت فرمودند:
 وعده‌ی من و شما در حرم مطهّر جدّ بزرگوارم حضرت امام حسین(ع).
 این را فرمودند و از چشمم غایب شدند.
 شروع كردم به سر و صورت خود زدن! جمعیتی در اطراف من گرد آمدند كه چه شده است!
به هر شكلی بود بر خودم مسلط شدم و از میان جمعیت بیرون رفتم!
 10 روز در مشهد اقامت نمودم و سپس راهی عتبات عالیات شدم!
دو ماه در راه بودم و بعد از دو ماه به سرزمین مقدس كربلا رسیدم!
غسل كردم و وارد حرم حسینی شدم!
 خورشید امامت را در حرم امام حسین(ع) زیارت كردم و خود را بر قدم‌های مباركش انداختم.
 حضرت فرمودند:
 شیخ حسن! حاجتت چیست؟
گفتم:
 آقا آنچه من فقط از شما می‌خواهم، این است كه هر كجا باشم، بتوانم شما را زیارت كنم
 آقا فرمودند:
 هر وقت خواستی مرا زیارت كنی،‌آیات آخر سوره‌ی مباركه‌ی حشر را با دعای عهد بخوان!
این آیه‌ها عبارتند از:
لَوْ أَنزَلْنَا هَاذَا الْقُرْءَانَ عَلىَ‏ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ  وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبهَُا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ(حشر/21) هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  عَلِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ  هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِیمُ(حشر/22) هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبرُِّ  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ(حشر/23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ  لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنىَ‏  یُسَبِّحُ لَهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْكِیمُ(حشر/24)
و دعای عهد بارتست از دعای:
«اللّهم ربِّ النُّور العَظیم» كه محدّث قمی در اواخر مفاتیح آورده است.


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1396
نظرات



خبری می رسد
خیلی زود
زمین آبستن عظیم ترین حادثه ی تاریخ است
پنهان کننده حق و آشکار کننده باطل برمی خیزد
قتل و کشتار و کشور گشایی سفیانی آغاز می گردد
منادی آسمان بانگ میدهد :زمین بیداء ،نابودشان ساز
زمین فرو میریزد
دو صیحه ، در آسمان و زمین شنیده می شود
صیحه ای که جبرئیل از آسمان ندا میدهد و صیحه ای که شیطان در زمین فریاد می کند
امروز روز قیام "پسر انسان" است
نفسی پاک ، در خون خود میغلتد
از صنعا(یمن) مردی خروج خواهد کرد
سید،به لشکر یمانی خواهد پیوست
سفیانی و دجال به دست سپاهیان خدا کشته خواهند شد
مسیح بن مریم،پشت سر منتقم نماز خواهد خواند
کوفه غرق در شور و شادی است
و این پایان جنگ خیر و شر است




مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
نظرات
یک بار از احمد پرسیدم که احمد من و تو از بچگی همیشه با هم بودیم.
 اما سوالی از تو دارم نمی‌دانم چرا در این چند سال اخیرشما این قدر رشد معنوی کردید اما من...
لبخندی زد و می‌خواست بحث را عوض کند اما دوباره سوالم را پرسیم
بعد از کلی اصرار سرش را  بالا آورد و گفت:
طاقتش را داری؟!
با تعجب گفتم: طاقت چی رو؟!
گفت بنشین تا بهت بگم.
نفس عمیقی کشید و گفت یک روز با رفقای محل و بچه‌های مسجد رفته بودیم دماوند.
 شما توی آن سفر نبودید همه رفقا مشغول بازی و سرگرمی بودند.
 یکی از بزرگترها گفت احمد آقا برو این کتری رو آب کن و بیار تا چای درست کنیم.
بعد جایی رو نشان داد گفت اون جا رودخانه است برو اون جا آب بیار من هم را افتادم.
 راه زیادی نبود از لا به لای بوته‌ها ودرخت‌ها به رودخانه نزدیک شدم
 تا چشمم به رودخانه افتاد یک دفعه سرم را پایین انداختم وهمان جا نشستم!
بدنم شروع به لرزیدن کرد نمی‌دانستم چه کار کنم!
همان جا پشت بوته‌ها مخفی شدم.
من می‌توانستم به راحتی یک گناه بزرگ انجام دهم.
 در پشت آن بوته‌ها چندین دختر جوان مشغول شنا کردن بودند.
 من همان جا خدا را صدا کردم
 و گفتم :«خدایا کمکم کن الآن شیطان من را وسوسه می‌کند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمی‌شود اما به خاطر تو از این از این گناه می‌گذرم.»
بعد کتری خالی را از آن جا برداشتم و از جای دیگر آب آوردم.
بچه‌ها مشغول بازی بودند.
من هم شروع به آتش درست کردن بودم خیلی دود توی چشمانم رفت.
اشک همین طور از چشمانم جاری بود.
یادم افتاد که حاج آقای حق شناس گفته بود:
«هرکس برای خدا گریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت.»
من همینطور که اشک می‌ریختم گفتم از این به بعد برای خدا گریه می‌کنم.
حالم خیلی منقلب بود.
از آن امتحان سختی که در کنار رودخانه برایم پیش آمده بود هنوز دگرگون بودم.
همین طور که داشتم اشک می‌ریختم و با خدا مناجات می‌کردم
خیلی با توجه گفتم: «یاالله یا الله...»
به محض این که این عبارت را تکرار کردم صدایی شنیدم ناخودآگاه از جایم بلند شدم.
از سنگ ریزه‌ها و تمام کوه‌ها و درخت‌ها صدا می‌آمد.
همه می‌گفتند: «سُبوحُ قدّوس رَبُنا و رب الملائکه والرُوح» (پاک و مطهر است پروردگار ما و پروردگار ملائکه و روح)
وقتی این صدا را شنیدم ناباورانه به اطراف خودم نگاه کردم دیدم بچه‌ها متوجه نشدند.
من در آن غروب با بدنی که از وحشت می‌لرزید به اطراف می‌رفتم از همه ذرات عالم این صدا را می‌شنیدم!
احمد بعد از آن کمی سکوت کرد.
بعد با صدایی آرام ادامه داد: از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد!
احمد بلند شد و گفت این را برای تعریف از خودم نگفتم.
گفتم تا بدانی انسانی که گناه را ترک کند چه مقامی پیش خدا دارد.
بعد گفت: «تا زنده‌ام برای کسی این ماجرا را تعریف نکن.»


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
نظرات

خاطرم هست که هفته‎ای برای عرض ارادت به شهدا، همراه احمد آقا به بهشت زهرا رفته بودیم.
در لابه‎لای صحبت‎های احمد آقا به سر مزار شهیدی رسیدیم که او را نمی‎شناختیم.
همان‎جا نشستیم.
فاتحه‎ای خواندیم.
امّا احمد آقا گویی مزار برادرش را یافته حال عجیبی پیدا کرد!
در مسیر برگشت آهسته سؤال کردم: احمد آقا آن شهید را می‎شناختی؟
پاسخ داد: نه!
پرسیدم: پس برای چه سر مزار او آمدیم؟
امّا جوابی نداد.
فهمیدم حتماً یک ماجرایی دارد! اصرار کردم.
وقتی پافشاری من را دید
آهسته به من گفت: این‎جا بوی امام زمان (عج) را می‎داد.
 مولای ما قبلاً به کنار مزار این شهید آمده بودند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: کتاب «عارفانه» – شهید احمدعلی نیّری، انتشارات شهید ابراهیم هادی، چاپ ۱۳۹۲؛ ص ۹۳٫

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
نظرات



یک بار به همراه احمد آقا و بچّه‎های مسجد امین الدوله به زیارت قم و جمکران رفتیم.
در مسجد جمکران پس از اقامه‎ی نماز به سمت اتوبوس برگشتیم.
راننده گفت: اگر می‎خواهید سوهان بخرید یا جایی بروید و…، یک ساعت وقت دارید.
ما هم راه افتادیم به سمت مغازه‎ها، که یک دفعه دیدم احمد آقا از سمت پشت مسجد به سمت بیابان شروع به حرکت کرد!
یکی از رفقایم را صدا کردم.
گفتم: به نظرت احمد آقا کجا می‎ره؟! دنبالش راه افتادیم.
آهسته شروع به تعقیب او کردیم!
احمد جایی رفت که اطراف او خیلی تاریک شده بود.
ما هم به دنبالش بودیم. هیچ سر و صدایی از سمت ما نمی‎آمد.
یک دفعه احمد آقا برگشت و گفت:
چرا دنبال من می‎آیید!؟
جا خوردیم. گفتم: شما پشت سرت رو می‎بینی؟
چطور متوجّه ما شدی؟
احمد آقا گفت: کار خوبی نکردید. برگردید.
گفتم: نمی‎شه، ما با شما رفیقیم.
هر جا بری ما هم می‎یایم.
در ثانی این‎جا تاریک و خطرناکه، یک وقت کسی، حیوانی، چیزی به شما حمله می‎کنه…
گفت: خواهش می‎کنم برگردید.
دوباره اصرار کرد و ما هم جواب قبلی…
سرش را انداخت پایین و گفت: طاقتش رو دارید؟ میتونید با من بیایید!؟
ما هم که از همه‎ی احوالات احمد آقا بی‎خبر بودیم گفتیم: طاقت چی رو، مگه کجا می‎خوای بری؟!
نفسی کشید و  گفت:دارم می‎رم دست بوسی مولا.
باور کنید تا این حرف را زد زانوهای ما شُل شد. ترسیده بودیم. من بدنم لرزید.
احمد این را گفت و برگشت و به راهش ادامه داد. همین‎طور که از ما دور می‎شد گفت: اگه دوست دارید بیاید بسم الله.
نمی‎دانید چه حالی بود، آن لحظه وحشت وجود ما را گرفته بود مجبور شدیم با ترس و لرز برگردیم.
ساعتی بعد دیدیم احمد آقا از دور به سمت اتوبوس می‎آید. چهره‎اش برافروخته بود. با کسی حرف نزد و سر جایش نشست.




---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: کتاب «عارفانه» – شهید احمدعلی نیّری، انتشارات شهید ابراهیم هادی، چاپ ۱۳۹۲؛ ص ۹۱ تا ۹۳٫

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396
نظرات
صدای پای ملائک می آید
صدای نجواهاشان را می توان شنید
زمزمه ای  به گوشم رسید :
« کسی که این حدیث را بخواند ، تمام هم و غم او برطرف می شود...»
عطر گل محمدی است  که در فضا پیچیده است ؟یا اینکه ... نمی دانم ...
 فضا پر شده است از نوری که ملائک با خود آورده اند
وعده ی استجابت دعا آورده اند



نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 24 اسفند 1395
نظرات


رسم مردم این دیار است
سه شنبه ها ، پای پیاده ، به سوی یار
به رسم ادب ، پای برهنه ، به روی خاک
فرشتگان به هر قدم این قوم ، بوسه می زنند
رسم مردم این دیار است
هجرت ز خانه و هجرت ز شهر و هجرت ز خود


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : شنبه 14 اسفند 1395
نظرات
30 سال و 108 روز گذشت
امروز دوباره برای نیامدنم گریه می کنم
نیامدم،چون در کوله بار فقرم،ره توشه ای از توبه و انابه نداشتم
امروز هم نیامدم
خیمه اش آنجاست ، کاملا پیداست
غمم های بیشمار دلم،همه غرق این نواست:
«لا اله الا انت ، سبحانک انی کنت من الظالمین»
زمین و زمان ،  عرش و فرش ، حتی نگاه خدا هم به این صداست
شرمنده اش شده ام خدا با این همه بغض و حسد،کبر و ریا و بخل
شرمنده ام از این همه توهم زنده بودنم 


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395
نظرات
صدای پای باران می آید
خدا را شکر هر از چندگاهی ، گذرش به کوچه ی  ما می افتد
باران می آید ،تا پاکی و معصومیتش ،زنگار ،گناه و معصیت را از این دلها بشوید
گاهی باید چتر تردید و غفلت و بی تفاوتی را از روی سرمان برداریم
گاهی باید ساعت ها زیر  محبت پدرانه ی باران قدم زد
چقدر شهر سیاه و آلوده میشود ،وقتی تو نیستی
خدا را شکر ، تو هستی
امروز میخواهم،خیس و بارانی شوم
امروز میخوام همراه تو ، جمکرانی بشوم


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : یکشنبه 19 دی 1395
نظرات



کرامت حضرت معصومه علیها السلام نسبت به جوان نخجوانی

حضرت آیت الله مکارم شیرازی می فرمود: «بعد از فروپاشی شوروی و آزاد شدن جمهوری های مسلمان نشین، مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند که عده ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند.

مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفری که معدل بالایی داشتند و جامع ترین آن ها بودند برای اعزام به حوزه علمیه انتخاب شدند. در این میان جوانی که با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت، انتخاب نشده بود، با اصرار فراوان پدر ایشان، مسؤول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد. ولی هنگام فیلمبرداری از مراسم بدرقه از کاروان علمی، مسؤول فیلم برداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته ای از آن را به نمایش می گذارد. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته می شود. وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند، این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می شود و در همان حال خوابش می برد. در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می بیند چشمش سالم و بی عیب است.

او بعد از شفا گرفتن به مدرسه بر می گردد. دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف شده و ساعت ها مشغول دعا و توسل می شوند. وقتی این خبر به نخجوان می رسد، آن ها مصرانه خواهان این می شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آن جا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد.»

آزاد شدن اسیر جنگی

حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران بلند پایه حرم حضرت معصومه علیها السلام نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهل بیت آورده بودند، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون میله ها مشغول زیارت بودند. یکمرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید.

معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده، به خدمت سربازی رفته، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه برده اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است.

مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده، به ایران آمده، در قم اسکان داده شده، و به کلّی از سرنوشت پسرش بی خبر مانده است.

این مادر بیچاره، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شده، به خدمت بی بی عرض می کرده: بی بی جان من پسرم را از تو می خواهم.

آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده، برای پسرش دعا کرده، به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل شده است که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده، بی اختیار جیغ کشیده، پسرش نیز متوجّه مادر شده، متقابلاً جیغ کشیده و اینگونه از عنایات حضرت معصومه علیها السلام پس از سالها جدایی، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است.

پس از این رخداد جالب، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد.

پاداش گرامیداشت خادم

مرحوم حاج میرزا محمد تنکابنی، متوفای ۱۳۰۲ هـ. تألیفات فراوانی دارد که اسامی ۲۱۲ جلد از آنها را در کتاب  قصص العلماء آورده است. کتاب قصص العلماء به طوری که از عنوانش پیداست، در مورد شرح حال علمای اعلام تألیف شده است.

مرحوم تنکابنی در این کتاب به سبک قدما شرح حال خودش را نیز نوشته است.

او در ضمن شرح حال خویش به عنایاتی از حضرت معصومه سلام الله علیها اشاره کرده، که یک نمونه آن را در اینجا می آوریم: در سالی که برای زیارت حضرت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهما السلام ملقب به حضرت معصومه سلام الله علیها به قم مشرف شدم، کیسه ای داشتم که مخصوص پول طلا بود، همواره مقدار معینی طلای مسکوک در آن می گذاشتم و همراه خود می بردم.

در یک شب جمعه ای دو اشرفی طلا در آن کیسه نهادم و برای آستان بوسی دختر باب الحوائج به حرم مطهر مشرف شدم. در حرم مطهر به دلم گذشت که به یکی از خدام هدیه ای بدهم، چون هوا تاریک بود به جای دو روپیه، دو اشرفی طلا را به او داده بودم.

هنگامی که به منزل مراجعت کردم، کیسه پول را خالی یافتم و متوجه شدم که اشرفی ها را سهواً به جای روپیه داده ام. صبح هنگامی که می خواستم از منزل بیرون بروم آن کیسه را برداشتم که تعدادی اشرفی در آن بگذارم و برای خرجی همراه خود بردارم، با کمال تعجب مشاهده کردم که دو اشرفی طلا در آن هست.

من مطمئن هستم که شب آن کیسه خالی بود و مطمئن هستم که احدی در آن تصرف نکرده بود.

سپس ایشان اضافه می کند که این قضیه دو بار برایم اتّفاق افتاد

فداها ابوها

آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالی» نقل فرموده که روزی عده ای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم(ع) بپرسند. امام علیه السلام در سفر بودند، پرسش های خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم نمودند، چون عزم سفر کردند برای پاسخ پرسش های خود به منزل امام(ع) شرفیاب شدند، امام کاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسش ها را نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان از مدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام کاظم(ع) مصادف شدند و داستان خود را برای آن حضرت شرح دادند.

هنگامی که امام(ع) پرسش های آنان و پاسخ های حضرت معصومه(س) راملاحظه کردند، سه بار فرمودند:«فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به این که حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیری پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرت حکایت می کند.

جلال و جبروت حضرت فاطمه سلام اللّه علیها

مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی قدّس سره بارها برای طلاب می فرمودند:

علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین علیه السلام، بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی علیه السلام را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟

عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.

عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟

حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه سلام اللّه علیها عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیها برود.


افطار با بوسه بر ضریح

مرحوم علامه طباطبایی در زمان سکونت در قم، در ماه های رمضان، پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه ی اهل بیت، فاطمه ی معصومه سلام الله علیها مشرف می شدند و با بوسه زدن بر ضریح مطهر آن بانوی بزرگوار، روزه ی خود را افطار می کردند.

علامه شهید مطهّری، هرگاه نام مرحوم علامه طباطبایی را به زبان می آورد، می گفت: روحم به فدای او باد. یکی از دانشمندان از استاد مطهّری پرسید: دلیل این همه تجلیل و احترام شما از علاّمه طباطبایی چیست؟ استاد مطهّری در پاسخ گفت: من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام و احترام من به علاّمه طباطبائی به خاطر فیلسوف بودن ایشان نیست، بلکه از این جهت است که او عاشق و دلباخته ی اهل بیت است. چرا که علاّمه طباطبایی در ماه رمضان روزه ی خود را با بوسه بر ضریح مقدّس حضرت معصومه سلام الله علیها افطار می کرد. ابتدا پیاده از منزل تا حرم مطهّر(با توجّه به آن سنین پیری و دوری راه) مشرف می شد. ضریح مقدّس را می بوسید، سپس به خانه می رفت و غذا می خورد.

عنایت حضرت در فهم قرآن

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می فرماید: روزی به حرم مطهر حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله مشرف شدم و پس از این که زیارت را خواندم، خدمت آن حضرت عرض کردم که من امروز آمده ام و هیچ حاجت دنیوی ندارم. فقط یک حاجت دارم و آن این است که درفهم آیه ی «تطهیر» مورد عنایت شما واقع شوم و این آیه را درست بفهمم و مشکلاتم در این زمینه حل گردد. پس به خانه آمدم و مشغول نوشتن مطالبی پیرامون این آیه ی شریفه شدم؛ پس مسائل و مطالبی به برکت حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها برای من روشن شد که شاید اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندم آن مطالب برای ما روشن نمی شد!

شفاعت همه ی شیعیان

آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی(ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی(ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.

این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»

 

منابع:

کتاب فروغی از کوثر، زندگینامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام.

نشریه خیمه، شماره 10.

نشریه دیدار آشنا، شماره 109.

نشریه مبلغان، شماره57.

نشریه کوثر، شماره 24.

نشریه کوثر، شماره 31.

کتاب صحیفه امام، ج 13.


نویسنده : یک منتظر
تاریخ : پنجشنبه 9 دی 1395
نظرات
غافلم از بودنت
سرمستم از نبودنت
در منجلاب دنیایم
طعم تلخ نبودنت را محبت دنیا در کامم شیرین کرده است
تکیه به داشته های پوچم،درخت تکبر را در سرزمین غفلت و بی ارادگی ، هر روز آبیاری می کند
نهال نوپای تواضع در گرمای سوزان کبر و دورویی در حال خشکیدن است
هر روز برای غیر از تو ، از خواب بیدار می شوم
چشمانم که باز می شود ، سلامشان را فراموش می کنند
آه که چقدر نبودنت برایم عادت شده است


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : شنبه 15 آبان 1395
نظرات


خدایا بلاء عظیم گشته
و درون آشكار شد
و پرده از كارها برداشته شد
و امید قطع شد

و زمین تنگ شد
و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد
و تویى یاور
و شكوه بسوى تو است

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است
خدایا درود فرست بر
محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى
و بدین سبب مقام
و منزلتشان را به ما شناساندى
به حق ایشان به ما گشایشى ده
فورى
و نزدیك مانند چشم بر هم زدن
یا نزدیكتر





 اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید
كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من
 اى سرور ما اى صاحب
الزمان
 فریاد، فریاد، فریاد
دریاب مرا،دریاب مرا ،دریاب مرا
همین ساعت
،همین ساعت،همین ساعت
زود،زود،زود
اى خدا اى مهربانترین مهربانان
به حق
محمد و آل پاكیزه اش

*ترجمه ی 
دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1395
نظرات
کمی جلوتر از محراب مسجد مقدس جمکران ،یک محوطه ی کوچک توسط 4 الی 5 ستون از بقیه مسجد متمایز شده است ، اگر اطراف این ستونها ،فرش ها را کمی کنار بزنیم ، نوار مشکی رنگ(که سنگ فرش می باشد)مشخص می باشد که اگر این خطوط مشکی رنگ را که به هم متصل است در نظر بگیریم ،یک محوطه چهارگوش مشخص و متمایز می شود که بنای اصلی و قدیمی مسجد مقدس جمکران است.




*در این عکس ، به محل نماز خواندن ایت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دقت فرمایید که جلوی مسجد و بین چهارستون جلویی مسجد قرار دارد*


*در این عکس ، به محل دعا خواندن ایت الله بهجت ره دقت فرمایید که جلوی مسجد و بین چهارستون جلویی مسجد قرار دارد*


 حضرت آیـة الله بهجت دام ظله می فرمایند :

« در محل مسجد اصلی نماز بخوانید و [ حتی ] در همان محل اصلی [ هم ] نقطه ی خاصی هست که حال و هوای دیگری دارد » ( سیری در آفاق ، ص 247 )

و کاش کسی از حضرت آقای بهجت دام ظله بپرسد محل آن نقطه ی خاص که حال و هوای دیگری دارد ، کجاست ؟


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1395
نظرات

*مسجد مقدس سهله*

مسجد سهله یکی از مقدس ترین مکان ها بعد از مسجد کوفه شمرده می شود؛ زیرا خانه ادریس نبی و حضرت ابراهیم و عبدصالح خدا، خضر نبی(ع) در این مسجد قرار دارد
سید بن طاووس شب های چهارشنبه به زیارت مسجد سهله می رفت و می گفت:
اگر خواستی به مسجد سهله بروی، در وقت بین نماز مغرب و عشاء در شب چهارشنبه برو که این وقت از سایر اوقات فضیلت بیشتری دارد.
در شرح حال محقق بزرگ، آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی آمده است که ایشان از «نجف» تا مسجد سهله را که تقریباً در فاصله ده کیلومتری آن قرار دارد، در شب چهارشنبه هر هفته به مدت چهل شب، پیاده می رفت.

آیت الله خوئی نیز بر رفتن به مسجد سهله در شب چهارشنبه هر هفته مواظبت می کرد و در آنجا یک تا یک و نیم ساعت درنگ کرده، دعا می نمود و نماز می خواند و بر انجام این کار اهتمام بسیار داشت.

مکررا حضرت بقیه الله الاعظم ،آقا صاحب الزمان عج در این مسجد دیده شده اند و هستند کسانی که چهل شب چهارشنبه ،اهتمام به رفتن به مسجد مقدس سهله داشتندو به محضر آقا مشرف شده اند.


*مسجدمقدس جمکران*

مطابق روایت حسن بن مثله جمکرانی، آن ملاقات در شب سه شنبه بوده است و حضرت به او دستور می دهد:
 «میان گله جعفر کاشانی، بُزی است، آن بز را بخر و در این موضع
(محل مسجد جمکران) سر ببر و آن را در شب آینده (یعنی شب چهارشنبه) ذبح کن و گوشت آن را در روز چهارشنبه توزیع نما …»؛
از تعبیر و دستور امام (ع) به حسن بن مثله برای قربانی در شب چهارشنبه، چنین استفاده می شود که این شب از اهمیت خاصی برخوردار است، و لذا عاشقان آن حضرت در شب چهارشنبه دور هم جمع می شوند و با استمداد از خداوندمتعال به آن حضرت درصدد برآورده شدن حاجت و رفع مشکلات خویش می شوند و برای ظهور آن حضرت نیز دعا می کنند.

کسی که شب چهارشنبه رفتن به مسجد جمکران را رسم کرد٬مرحوم شیخ محمد تقی بافقی بود و این زمان را هم برای همانندی با مراسم شبهای چهارشنبه در مسجد سهله انتخاب نمود ( هفتاد سال خاطره ٬ ص ۶۹ )
 اما باید توجه کرد که :
الف : عارف فرزانه ٬ آیة الله قاضی رحمه الله می فرمود : « روز جمعه به مسجد سهله رفتن ٬ خو بـــتر از چهارشنبه  است »
 ( روح و ریحان ٬ ص ۱۳۹ )

ب : و حضرت آیة الله بهجت [ یا بهاءالدینی ؟ ] عنایت بیشتری به رفتن به مسجد جمکران در عصر جمعه داشتند.

( سیری در آفاق ٬ ص ۲۴۷ )







مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 10 آبان 1395
نظرات


آقاجان
تو ساحل امن آرامش،در تلاطم و طغیان  اقیانوس گناه و عصیان انسانی
تو عطر گلهای محبت،در سحرگاه امید و آرزو ،میان باغستان نور و رحمتی
تو گرمای هدایت،در انجماد و تاریکی محض این زمین یخ زده ای
تو کشتی نجات بخش حق،برای نجات خلق از سیل غفلت و عصیانی
تو باران سحاب انوار الهی،بر کویر تف دیده و ترک خورده ی دنیایی
تو نسیم روح بخش بهشتی،در میان لجن زار و مرداب پستی و گمراهی
تو مسیر سبز صراط مستقیمی،در بیراهه های هولناک شقاوت و بی رحمی
تو ...


یارفیق من لا رفیق له
دلم برایت تنگ شده آقاجان




دلنوشته های محب خطار کار شما علی

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395
نظرات
پنج امامزاده



 بسم الله الرّحمن الرّحیم
 رسول خدا صلی الله علیه و آله: «مَنْ زَارَنِی أَوْ زَارَ أَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتِی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَأَنْقَذْتُهُ مِنْ أَهْوَالِهَا؛
 کسی که مرا و یا یکی از ذریه و فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت او را زیارت کرده و از وحشت‌های آن روز می‌رهانم».
 ابن قولویه، کامل الزیارات، ص12.



وقتی از بلوار پیامبر اعظم ص به سمت بهشت مسجد مقدس جمکران حرکت می کنیم به میدانی میرسیه به نام آل یاسین.تقریبا قبل از میدان سمت راست یک خیابون فرعی کوچیکی هست که اگه کمی دقت کنیم تابلو جهت نمای پنج امامزاده رو می تونیم ببینیم.مکان بسیار روحانی و آرامش بخش که دارای دو بقعه ی نورانی می باشد.
این آستان که از دو بقعه تشکیل شده از سازه های قرن هشتم هجری هست که  در سال 1299 و 1305ه. ق، توسط حسام السلطنه قاجاری اضافه و تعمیر شده است.
این آستان مرقد و مضجع 5 امامزاده به نام های : سید ناصرالدین محمد، سیدهادی، سیدمهدی، سیدجعفر و سکینه خاتون می باشد که  بزرگترین آنها سیدناصرالدین محمد است که با دوازده واسطه بنابر نقل مشهور علمای انساب از طریق عبدالله باهر به امام سجاد علیه السلام می‌رسد.
حضرت عبدالله باهر فرزند بلافصل امام سجاد ع می باشد.
بزرگانی چون آیت الله بروجردی و آیت الله مرعشی نجفی مکررا به زیارت این مکان شریف ، مشرف می شده اند.

*.*.*.*.*.*.*.*.*..*.*.*.*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

امامزاده جعفر غریب

دومین امامزاده ،امامزاده جعفر غریب هست .وقتی از سمت جاده ی کاشان ، به سمت مسجد مقدس حرکت می کنیم و قدم در راه دیدار امام عصر نهاده‌ و رو به قبله‌گاه عاشقان حضرت مهدی(عج) حرکت می‌کنیم، فرعی در سمت راست چونان که قصد هدایت آدمی به راه راست را دارد ما را به خود فرا می‌خواند. امامزاده‌ای را در پیش روی خود می‌یابیم، امامزاده شاه جعفر غریب(ع) که در ره دیدار دوست و نوه‌ جدش غریبانه جان باخته بود.

امامزاده شاه جعفر غریب در نزدیکی مسجد مقدس جمکران یکی از امامز‌اده‌هایی است که بر سر راه زائران مسجد متعلق امام عصر(عج) قرار گرفته است تا برای ورود به مسجدی که مأمن عاشقان فرزند فاطمه است از شجره طیبه آنها کسب اجازه کرده و راهی مقصدی شوند که گنبدهای سبزش دل از آدمی می‌برد و هوش از سر می‌رباید.

ابعاد شخصیتی امامزاده شاه جعفر غریب

امامزاده جعفر معروف به امامزاده شاه جعفر غریب از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است که با چهار واسطه به ایشان می‌رسد: «سید جعفر ابن محمدالامیر ابن‌احمد ابی‌الطیب ابن هارون ابن الامام موسی الکاظم(ع)».

تاریخ‌نگاران از قرن هفتم هجری قمری این امامزاده را گزارش کرده‌اند. در این گزارشات از ایشان به عنوان سیدی جلیل‌القدر، عظیم‌الشان و از علمای دین یاد شده است.

 این امامزاده جز امامزادگان شهید قم محسوب می شود که در حمله ی مغول به شهادت رسیده است.



بنای امامزاده شاه جعفر غریب اوقافی بوده و قدمت و استخوان‌بندی آن متعلق به دوران قاجار است.
امامزاده شاه جعفر غریب به حق غریبانه سر در آستان منجی عالم بشریت داد تا مهری بر حقانیت امام عصر(عج) باشد.

*.*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

امامزاده علیرضا ع



سومین امام زاده ، امام زاده علی رضا ع است که با هفده واسطه به امام سجاد ع می رسد.
اجداد امامزاده علیرضا که به سادات آوی و حریری و حوری مشهورند. از مشهورترین خاندان حسینی افطس ساکن در آبه و ساوه اند که در طول تاریخ از شیعیان سخت کوش و فعال و از فقهای بنام اهل بیت بوده اند.
اگر از سمت پشت مسجد مقدس جمکران چند کیلومتری را در مسیری نیمه خاکی رانندگی کنیم به امامزاده واجب التعظیم به نام امامزاده علیرضا ع می رسیم که بسیار مورد توجه علما و فضلا و دلسوختگان اهلبیت ع می باشد.
مرقد این امامزاده در حال تعمیر می باشد ولی می توان زیارت کرد.





این تصاویر قدیمی است.


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395
نظرات


دوباره،سه شنبه شب،پیاده روی حرم تا جمکران
بر  لب هر پیر و جوان، ترنّم نغمه ی یا صاحب الزمان
دوباره دعای توسل ،دست های خالی و وجیها عند الله
دوباره نماز و سجده و نوای الغوث و الامان
دوباره آبی فیروزه ای،حس حضور در بهشت زیبایت
بی گمان تو دعوتم کردی،امشب،در این مکان
دوباره هق هق گریه ، دعا برای آمدنت
کجای مسجدی آقا؟...دعا کن برایمان


دلنوشته های محب خطار کار شما علی





مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395
نظرات
می کنم از دل و جانم به تو ای عشق سلام
نگهی بر قد رعنای تو ای عشق بود حسن ختام
 بوی پیراهن تو ، یوسف زهرا در شهر
کرده است خواب سحر ، بر دل بی تاب حرام
کعبه ای دور تو گردم ، به خدا قبله تویی
تو بپوشان به قد منتظرانت ، لباس احرام
هر سحر پیک صبا ، بانگ برآورد در شهر
تو قرارست بیایی و شود هجر تمام


دلنوشته های محب خطار کار شما علی




مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : دوشنبه 4 مرداد 1395
نظرات
مدتی هست که برایت ننوشتم
قلمم خشک
گل گلزار دلم خشک
چشمان همیشه منتظر خشک
جوشنده ترین چشمه ی شعر و غزلم خشک



دلنوشته های محب خطار کار شما علی

مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395
نظرات
تمام جمعه ها را بغض کردیم
برای آمدنش اما کاری نکردیم
جمعه ، آیا یعنی زانو در بغل؟
غرق ذکر آقا العجل؟
جمعه ،یعنی اشک های انتظار
جمعه ،یعنی شکوه از هجران یار



مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395
نظرات
ای کاش احساسم را بر زبانم جاری نمی کردم
می خندند،مسخره می کنند،در دلشان مرا ملامت می کنند
برای کسی که تو را درک نکرده ، از نسیم و عطر و حضور و .... صحبت کردن سخت است
برای داشتن تو باید لقمه ات حلال،زبانت لال،قلبت پر ملال،پرهیز ز قیل و قال،غرق در ثروت اما بی مال و منال،با یاد تو غرق در شور و حال


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 11 خرداد 1395
نظرات


خدایا شکرت
که ما را آفریدی تا داشتن امامی مثل مهدی موعود عج  را تجربه کنیم
تجربه کنیم محبت های پدرانه ی مافوق تصورش را،تجربه کنیم احساس لطیف حضورش را

خدایا شکرت
 در بین این همه عوالم و این همه مخلوقات ، شعوری نصیبمان کردی تا بتوانیم برای آمدنش دعا کنیم و ارزش پیدا کنیم

خدایا شکرت
که شیرینی انتظار را ، در کنار تلخی درد فراق به کاممان نهادی تا در راه رسیدن به خیمه ی حضرت صاحب ، قدمهامان نلرزد و اعتقادمان نلغزد

خدایا شکرت
اگر یوسف زهرا از دیدگانمان غایب است ، هنوز عطر پیراهنش در شهر می پیچد
هنوز چشمان یعقوب وار منتظرانش در فراق جانکاهش از دست می رود

خدایا شکرت
که منتظرش هستیم

خدایا شکرت
برای داشتنت،برای موجود شدنم در دنیا و برای حس خوب بندگیت
این عالم و تمام لذت هایش ، در برابر حس بندگی برای تو ،کاهی است در مقابل کوه
اقیانوس آرامش است ، حس خوب داشتن خدایی به خوبی تو
دنیا بدون تو و ولیّّ تو ، ارزش ماندن ندارد


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : یکشنبه 26 اردیبهشت 1395
نظرات


تاریک ترین زمان شب،لحظه ای مانده به سپیده دم
جاده ای تاریک،قدم هایی لرزان،نگاهی ترسان
سرمای ظلمت،خواب غفلت،یخبندان اعتقاد و ضعف توسل
قلبی هراسان
یک لحظه به طلوع خورشید زمان مانده است


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : سه شنبه 10 فروردین 1395
نظرات

حالم بد است ،

با تو فقط خوب می شوم ...

خیلی از آنچه فکر کنی ، مُبتلاترم ...

حالم که هیچ ، زندگیم را بیا ببین

این حال و روز من با تو فقط خوب می شود ...



مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : شنبه 29 اسفند 1394
نظرات


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1394
نظرات

1-شباهت به حضرت آدم:

بر طبق آیه 30 سوره بقره خداوند آدم را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و خداوند حضرت حجت را نیز وارث زمین و خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد که امام صادق در تفسیر آیه 55 سور نور فرمودند:او قائم و اصحابش می باشند و در هنگام ظهورش در مکه در حالی که دست بر صورت می کشد می گوید:"الحمد لله الذی صدقنا وعده و ارثنا الارض"و در حدیث مفضل آمده است که :خروج می کند در حالی که ابری بالای سرش سایه افکنده و در آن منادی ندا می کند : این مهدی خلیفه خداست،از او پیروی کنید

2-شباهت به حضرت هابیل:

نزدیک ترین و خویشاوند ترین افراد هابیل را کشت ،همچنین نزدیک ترین و خویشاوند ترین افراد قصد کشتن امام قائم روحی له الفداء را نمود که او عموی آن حضرت ،جعفر کذاب بود.

3-شباهت به حضرت شیث:

به شیث همان علمی اعطا شده بود که به هابیل شده بود و او از ترس کشته شدن به دست قابیل اجازه آشکار کردن علم الهی خود را نداشت،چنانچه امام زمان علیه السلام می فرمایند:ستمگران پنداشته اند که حجت الهی نابود است و حال آنکه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شک از بین می رود.

4-شباهت به حضرت نوح:

نوح شیخ الانبیاء است ؛از امام صادق و امام هادی علیه السلام روایت است که حضرت نوح علیه السلام دو هزار و پانصد سال عمر کرد و حضرت قائم علیه السلام شیخ الاوصیا است که در نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری متولد شد پس عمر آن حضرت تا کنون که سال هزار و چهارصد و سی و سه است یک هزار و صد و هفتاد و هشت سال می باشد.

5-شباهت به حضرت ادریس:

ادریس در انتهای عمرش توسط فرشته ای به آسمان ها برده شد و در روایات آمده است که بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح گردیدو قائم علیه السلام نیز در هنگام تولد توسط فرشتگان که یکی از آنها روح القدس بود به آسمان ها برده شد.

6-شباهت به حضرت هود:

خداوند عز و جل کافرین را بوسیله هود علیه السلام هلاک کرد و بر طبق آیه41 و 42 سوره ذاریات با باد عظیمی دشمنان او را نابود نمود و در مورد امام زمان نیز در روایت مفضل آمده است که خداوند متعال به وجود او جمعی از کافرین را به وسیله باد سیاهی نابود می کند.

7-شباهت به حضرت صالح :

امام صادق علیه السلام می فرمایند :صالح مدتی از قومش غایب شد...هنگامی که به قومش بازگشت اورا به صورتش نشناختند و آنها را بر سه طایفه دید :یک طایفه منکر و کافر، یک طایفه دیگر اهل شک و تردید بودند و طایفه سوم یقین و ایمان داشتند...و همانا مثل قائم نیز مثل صالح است.

 8-شباهت به حضرت ابراهیم:

ابراهیم علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفی بود و امام زمان علیه السلام نیز چنین بودند،ابراهیم در روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کنند و در یک هفته آنقدر رشد داشت که دیگران در یک ماه رشد و در یک ماه به مقداری که دیگران در یک سال رشد دارند .قائم نیز چنین بود چنانچه که در خبر حکیمه رضی الله عنه آمده است:پس از گذشت چهل روز به خانه حضرت ابو محمد علیه السلام وارد شدم که ناگاه مولایم صاحب الزمان را دیدم که در خانه راه می رود... که امام زمان علیه السلام فرمود:عمه من مگر ندانستی که ما گروه اوصیاء در یک روز به مقدار یک هفته دیگران و در یک هفته به مقدار یک ماه دیگران و در در یک ماه به مقدار یک سال دیگران رشد می کنیم..

9-شباهت به حضرت اسماعیل:

خداوند به ولادت اسماعیل بشارت داد چنانکه فرمود: فبشرناه بغلام حلیم پس او را به پسر بردباری مژده دادیم ،خداوند به ولادت و قیام قائم نیز بشارت داده است و امام عسکری علیه السلام در انتهای عمر شریفش خطاب به ایشان فرمود: ای فرزند به تو مژده می دهم صاحب الزمان و حجت خدا در روی زمین تویی اسماعیل چشمه زمزم از زمین برایش جوشید و قائم علیه السلام نیز آب از سنگ سخت برایش خواهد جوشید.

10-شباهت به حضرت اسحاق:

خداوند تعالی پس از آنکه ساره از بچه دار شدن مأیوس شده بود ولادت اسحاق را به او بشارت داد که این امر در آیه 71 و 72 سوره هود آمده است و قائم علیه السلام نیز بعد از آنکه مردم از ولادت او مأیوس شدند،ولادتش بشارت داده شد.

11-شباهت به حضرت لوط:

فرشتگان -همانطور که در سوره هود آیه 81 آمده است-برای یاری لوط علیه السلام نازل شدند و قائم علیه السلام نیز فرشتگان برای یاریش فرود خواهند آمد و نیز از شباهت های امام زمان به لوط این است که لوط از بلاد فاسقین بیرون رفت ،حضرت نیز از بلاد فاسقین بیرون رفته است.

12-شباهت به حضرت یعقوب:

یعقوب علیه السلام برای یوسف آنقدر گریست تا اینکه چشمانش از اندوه سفید شد ،در حالی که خشم خود را فرو می بردو قائم علیه السلام نیز برای جدش حسین علیه السلام گریسته و حتی -همچنانکه در زیارت ناحیه می فرماید- برای جدش خون گریه می کند.

13-شباهت به حضرت یوسف:

یوسف علیه السلام زیباترین اهل زمانش بود چنانچه قائم علیه السلام نیز زیباترین اهل زمان خویش می باشد و دیگر آنکه در کمال الدین شیخ صدوق از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: در صاحب این امر شباهتی از یوسف علیه السلام است و آن اینکه خداوند عزوجل در یک شب امر او را اصلاح می فرماید.


14-شباهت به حضرت خضر:

خضر علیه السلام چونان حضرت حجت ارواحنا فداه عمرش را خدا طولانی نموده واین موضوع نزد شیعه وسنی مسلم است واز بعضی روایات استفاده می شود که حکمت این امر این است که دلیلی بر طول عمر قائم علیه السلام باشد.

وخضر اینچنین نامیده شده چون از هر مسیر خشکی گذر کند آنجا سبز می شود و در نجم الثاقب روایت شده که حضرت قائم از هر سرزمینی که بگذرد،سبز و پر گیاه می شود و آب از آنجا می جوشد و چون از آنجا برود،آب فرو می رود و زمین به حال خود برمی گردد.

15-شباهت به حضرت الیاس:

الیاس علیه السلام هنگامی که می خواستند او را بکشند از قوم خود فرار کرد واز نظرشان غایب شد کما اینکه قائم علیه السلام همچنین برای حفظ جان از  قوم خود فرار نمود و از دیده مردم غایب شد.

بر طبق احادیث خداوند متعال به دعای الیاس علیه السلام یونس پیغمبر را در حالی که کودک بود بعد از چهارده روز از فوتش زنده کرد و نیز خداوند متعال به برکت وجود قائم علیه السلام و دعای او مردگان بسیاری را پس از گذشت سالها از مرگشان زنده خواهد کرد

۱۶-شباهت به حضرت ذوالقرنین:

ذوالقرنین پیامبر نبود اما بر مردم حجت بودچنانچه قائم علیه السلام نیز پیامبر نیست اما بر مردم روی زمین حجت است؛ذوالقرنین مابین مشرق و مغرب را تصرف کرد و قائم علیه السلام نیز مشرق و مغرب زمین را تصرف خواهدکرد ؛ذوالقرنین پیغمبر نبود ولی به او وحی شد و امام زمان علیه السلام نیز پیغمبر نیستند ولی چنانچه در احادیث وارد شده به او وحی می شود.

۱۷-شباهت به حضرت شعیب:

 شعیب علیه السلام بعد از آنکه قومش را به خدا دعوت کرد از میان آن ها غایب شد سپس دوباره به صورت جوانی به سوی آنها بازگشت و قائم علیه السلام نیز با وجود عمر زیاد به صورت جوانی ظاهر خواهد شد؛شعیب در میان قوم خود گفت : "بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین" آنچه خداوند باقی گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید،قائم نیز حضرت امام باقر علیه السلام درباره ایشان می فرمایند: هنگامی که قائم خروج  کند به کعبه تکیه می زند و سیصد و سیزده مرد نزدش حاضر می شوند پس اولین سخنی که به زبان می آورد این آیه است: "بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین" سپس می گوید من بقیة الله در زمین و خلیفه خدا و حجت او بر شما هستم ،پس هیچ مسلمانی بر او سلام نمی کند مگر اینکه اینچنین می گوید: السلام علی بقیة الله فی ارضه....

۱۸-شباهت به حضرت موسی :

 در کمال الدین از حضرت باقر علیه السلام در بیان شباهت حضرت قائم به جمعی از پیامبران آمده است :و اما روشی از موسی علیه السلام که ترس مداوم و طول غیبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شیعیان بعد از او بر اثر آزار و خواری که از دشمنان ببینند تا آنگاه که خدای عزوجل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را یاری کند و بر دشمنش تایید نماید و نیز بنی اسرائیل منتظر قیام موسی بودند چون که به آنها خبر داده شده بود که فرج آنها به دست اوست و در مورد شیعیان قائم علیه السلام نیز چنین است.

۱۹-شباهت به حضرت هارون:

 هارون علیه السلام را خداوند متعال به آسمان بالا برد و سپس بار دیگر به زمین باز گرداند،قائم علیه السلام را نیز خداوند بعد از ولادت به آسمان بالا برد سپس به روی زمین بازگرداند؛هارون چنانچه در کتاب بدایع الزهور آمده از راه دور سخن موسی را می شنید و نیز موسی سخن هارون را و امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که قائم ما به پا خیزد خداوند عزوجل در گوشها و چشم های شیعیان ما خواهد افزود به طوری که بین آنها و حضرت قائم پیکی نخواهد بود ،با آنها سخن می گوید و آنها می شنوند و به او نگاه می کنند در حالی که در جای خودش باشد.

۲۰-شباهت به حضرت یوشع:

 پس از وفات موسی علیه السلام منافقان امت با حضرت یوشع جنگ کردند چنانچه منافقان این امت با حضرت قائم جنگ خواهند کرد.

۲۱-شباهت به حضرت حزقیل:

 در روضه کافی از امام باقر و صادق علیهما السلام ذیل آیه 234 سوره بقره که درباره هزاران تنی است که پس از مرگ دوباره زنده شدند اشاره به این امر می فرمایند که اینها هفتاد هزار خانوار از اهل یکی از شهر های شام بودند که گاه و بی گاه طاعون در آن ها می افتاد و به خاطر در امام ماندن از طاعون از شهر و دیار خود خارج شدند ولی در مسیری به فرمان خدا جان آنها گرفته شد،سپس در ادامه می فرمایند پیغمبری از بنی اسرائیل که نامش حزقیل بود بر آنها گذشت و هنگامی که استخوان های آنها را دید،گریه کرد و از خدای بزرگ تقاضا نمود که آنها را زنده کند،سپس کلماتی را گفت که امام صادق فرمود آن اسم اعظم بود که آنها را دید که به فرمان خدا زنده می شدند.

و در مورد قائم علیه السلام ذیل آیات مختلف اهل بیت علیهم السلام خبر از زنده شدن دو گروه در زمان ایشان داده ان گروهی از جبابره که حضرت از ایشان انتقام کشند و نیز یاران صدیق حضرت که در یکی از آنها از امیرالمومنین علیه السلام روایت است که فرمود :...ای شگفتا و چگونه تعجب نکنم از مردگانی که خداوند آنها را زنده برانگیزد ،گروه گروه با تلبیه و پاسخگویی به دعوت کننده الهی به کوچه های کوفه وارد شوند....

۲۲-شباهت به حضرت داوود:

خداوند چنانچه در آیه سوره سباء آمده آهن را برای داوود نرم نمود که قائم علیه السلام نیز این معجزه را برای مردم نشان می دهد و سنگ با داوود سخن گفت که : ای داوود مرا بگیر و جالوت را با من به قتل برسان و نیز علَم و و شمشیر قائم علیه السلام او را صدا می زنند که : ای ولی خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان و دیگر آنکه داوود به الهام در میان مردم حکم می کرد نیز حضرت قائم به حکم داوود قضاوت خواهد کرد و نیازی به بینه و شاهد و پرسیدن از آنها ندارد.

۲۳-شباهت به حضرت سلیمان:

سلیمان در حالی که هنوز بالغ نبود و کودک بود به فرمان خدا توسط داوود برای جانشینی او معرفی شد وقائم را خداوند عزوجل خلیفه قرار داد و حال آنکه کودکی تقریبا پنج ساله بود؛ سلیمان گفت خدایا به من ملکی عنایت کن که برای هیچ کس بعد از من شایسته نباشد که او بر جن و انس و پرندگان حکومت می کرد و قائم علیه السلام نیز بر شرق و غرب عالم حکومت می کند و در زمان او عدالت مطلق حکم فرما می شود و نیز حکومتش تمام اهل آسمانها و زمین را شامل می گردد.

۲۴-شباهت به حضرت آصف:

آصف علمی از کتاب را داشت اما قائم علیه السلام علوم کتاب نزدش حاضر است.

۲۵-شباهت به حضرت دانیال:

دانیال علیه السلام  مدتی از بنی اسرائیل غایب بود و او را در چاهی بزرگ با شیر درنده ای انداخته بودند تا آن شیر او را از بین ببرد اما خداوند تعالی او را حفظ کرد و گرفتاری پیروان او در زمان غیبتش شدید بود و نیز قائم علیه السلام نیز دشمنان قصد کشتنش را داشتند و گرفتاری شیعیان در غیبت او بسیار است.

۲۶-شباهت به حضرت عُزیر:

عزیر وقتی به سوی قومش بازگشت و در میان آنها ظاهر شد ،تورات را آنطور که بر موسی بن عمران علیه السلام نازل شده بود خواند و قائم نیز هنگامی که ظاهر شود برای اهل زمین قرآن را آنچنانکه بر حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است خواهد خواند.

۲۷-شباهت به حضرت جرجیس:

در بحار آمده که: زنی خدمت جرجیس علیه السلام آمد و گفت:ای بنده صالح گاوی داشتیم که با آن امرار معاش می کردیم و آن مرده است .جرجیس به او گفت:این عصا را بگیر و آنرا بر گاوت قرار ده و بگو که جرجیس می گوید:به اذن خداوند برخیز،پس چون آن زن این کار را کرد،آن گاو زنده شد و آن  زن به خدا ایمان آورد.

۲۸-شباهت به حضرت ایوب:

 ایوب علیه السلام چنانچه از امام صادق علیه السلام روایت شده ،هفت سال بر بلا صبر کرد و قائم علیه السلام از هنگام وفات پدر بزرگوارش تا کنون صبر کرده و نمی دانیم این صبر تا کی ادامه خواهد داشت؟

۲۹-شباهت به حضرت یونس:

 از محمد بن مسلم روایت شده که گفت: بر حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر علیهالسلام وارد شدم و می خواستم از قائم آل محمد علیه السلام از آن حضرت سوال کنم که خود آغاز سخن کرد و فرمود: ای محمد بن مسلم به درستی که در قائم آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم از پنج پیغمبر شباهت است: یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم ،اما شباهت از یونس بن متی اینکه پس از غیبت در قیافه جوانی در سن پیری به سوی قومش بازگشت.

۳۰-شباهت به حضرت زکریا:

 فرشتگان زکریا را ندا کردند در حالی که به نماز ایستاده بود و خداوند قائم علیه السلام را مورد خطاب قرار داد و فرشتگان در هر شب قدر او را ندامی کنند ... و در حدیث مفضل از امام صادق علیه السلام روایت شده که :جبرئیل به آن حضرت عرض میکند: ای سرور من فرمانت پذیرفته و دستورت اجرا می شود.زکریا چنانچه در خبر احمد بن اسحاق آمده سه روز در مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین گریه کرد کما اینکه حضرت قائم هر صبح و شام بر ایشان اشک میریزد.

۳۱-شباهت به حضرت یحیی:

حضرت یحیی در شکم مادر سخن گفتکه در حدیثی از امام عسکری علیه السلام آمده که : روزی مریم بر مادر یحیی وارد شد ولی او برایش برنخواست،یحیی در شکم مادر ندا کرد: بهترین زنان عالم در حالی که بهترین مردان جهان را با خود دارد بر تو وارد می شود ،برایش بر نمی خیزی؟ پس مادرش متنبه شده از جای برخواست.قائم علیه السلام نیز چنانچه در روایت حکیمه آمده در شکم مادر سخن گفت و سوره قدر را قرائت نمود.

۳۲-شباهت به حضرت عیسی:

عیسی از بهترین زنان زمانش متولد شده است و قائم نیز فرزند بهترین زنان زمانش است ،عیسی در شکم مادر تسبیح می گفت و در گهواره سخن گفت و قائم علیه السلام نیز در شکم مادر سخن گفت و در گهواره نیز آمده که: حضرت حجت بعد از ولادتش تکلم کرد و گفت: اشهدان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله...عیسی حکمت و ویژگی های نبوت در کودکی به او داده شد و قائم نیز حکمت و ویژگی های امامت در کودکی به ایشان داده شد و در مورد عیسی اختلاف شد که بعضی گفتند عیسی کشته شد که خداوند در قرآن آنها را تکذیب نمود و در مورد قائم علیه السلام به خاطر غیبت طولانی ایشان بعضی از امت ایشان را انکار کنند و بعضی می گویند هنوز متولد نشده است...عیسی به اذن خداوند مرده زنده می نمود و قائم نیز به اذن خداوند مردگان را زنده خواهد نمود...عیسی فرمود: من به شما خبر می دهم ازآنچه در خانه هایتان ذخیره می کنید و قائم علیه السلام نیز از همه احوال و کارهای ما آگاه است که در روایات فراوان بدین مطلب اشاره شده است.

۳۳-شباهت به خاتم النبیین صلی الله علیه و آله وسلم:

 سخن جامع در این باب فرمایش رسول اکرم می باشد که فرمود: مهدی از فرزندان من است،اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من و از نظر خَلق و خُلق شبیه ترین مردم به من است... .   


مرتبط با: امام زمان(عج) ,
نویسنده : یک منتظر
تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394
نظرات


غرق شده ام
در زندگی بی “تو”.
آب تلخ نبودنت را قورت داده ام
و باز
در هیاهوی نفس تنگی ها
یادت نمی کنم.
باید نجاتـم دهی…
سیدی یا صاحب الزمان...
باید نجاتم دهی...

 
 
چون حسن عاقبت نه به رندی وزاهدیست،آن به كه كارخود به عنایت رها كنیم.


یک منتظر